تبليغاتX
مارادونا دست خدا

 

آفتاب :‌امیر کاستاریکا کارگردان مشهور بوسنی و هرزگوین داستان زندگی مارادونا اسطوره فوتبال جهان را به تصویر می کشد.
امیر کاستاریکا در این فیلم زندگی خصوصی مارادونا، خاطرات، نحوه اعتیادش به کوکائین و ... را بررسی می کند.
در این فیلم که محصول مشترک اسپانیا و فرانسه است دیگو آرماندو مارادونا خود به عنوان هنرپیشه اصلی حضور دارد.
این فیلم با عنوان مارادونا تا اوایل سال 2006 فیلمبرداری خود را آغاز می کند.
وی همچنین فیلم دیگری را نیز با نام قول بده در دست ساخت دارد.
امیر کاستاریکا متولد 1954 در بوسنی و هرزگوین است. وی علاوه بر کارگردانی نویسندگی فیلنامه را نیز بر عهده دارد.
چندی پیش فیلم بچه های بی سرپرست به کارگردانی مشترک کاستاریکا و مهدی چاروف در سینماها اکران شد.

گفتگوی عمیر کاستاریکا و دیگو مارادونا

 فقر از ثروت قدیمی تر است

کاستاریکا برنده  جایزه کن و بعنوان یکی از مشهور ترین کارگردانان تمام دوران در سال 2006 فیلمی مستند درباره اسطوره جاودانه فوتبال آرژانتین – دیه گو مارادونا – ساخت. این گفتگو حاصل همنشینی کاستاریکا و مارادونا در قطاری است که به سمت بندر مار دل پلاتا در آرژانتین جهت برگزاری تظاهراتی علیه بوش می رود.

اگرچه ممکن است این گفتگو رنگ و بوی سیاسی و ضد آمریکایی داشته باشد و آنچنان به دنیای سینما ارتباطی نداشته باشد، اما این گفتگو اول زوایای دید کارگردانی مشهور را برای ما آشکار می کند که چطور به مسائل سیاسی و اجتماعی اهمیت می دهد و دوم اینکه سیاست همیشه دستمایه ای مهم برای هنر است. حاصل داستان های سیاسی فیلمهایی بزرگ بوده است.

در حال گریزی از سیاسی بودن نیست. حتی آنکه خود را خارج از سیاست می داند به محرک های سیاسی واکنش نشان می دهد.

 

کاستاریکا: مارادونا مردی است که تحقیر تمام دنیا را در جریان آن دریبل های تاریخی در بازی آرژانتین – انگلستان، در سال 1985، روی پوست خود احساس کرده است. در آن لحظه هفت بازیکن پشت سر او جا ماندند و آن بازیکنان سالهای سال جزو تحقیر کنندگان ماندند و در انتظار فرصتی برای انتقام بودند.

برای من مارادونا در آن دقایق اندک، مارگارت تاچر، رونالد ریگان، ملکه مادر، پرنس چارلز، پاپ ژان پال دوم را دریبل کرد و از آنجا که فوتبال بازی تخیل و ابتکار است، مارادونا بوش پدر و پسر را دریبل نمود. برای مارادونا این کافی بود. بعد از پاول برایتنر(1) فوتبالیست دیگری در طرف فقرا نبود. این بازیکن آلمانی در دوران رومانتیک دهده 70 یک بازیکن منتخب شناخته می شد. بسیاری اعتقاد دارند که فوتبالیست ها افراد باهوشی نیستند. اما من این را قبول ندارم. چطور یک نفر می تواند در حساب بانکی اش پولهای میلیونی داشته باشد و باهوش نباشد. ممکن است آنها تحصیلات عالی نداشته باشند اما نمی توان گفت که باهوش نیستند.Maradona

ما اکنون در قطاری هستیم که به سمت مار دل پلاتا(2) می رود. جایی که قرار است تظاهراتی بر علیه بوش صورت پذیرد و مارادونا در این قطار حضور دارد. اکنون من دریافتم که پاول برایتنر تنها نیست و جریان دهه 70 گم نشده است. در این قطار جایی برای حماقت وجود ندارد. اینجا وضعیت کاملا متفاوت است.

 

مارادونا: من فوتبال را در تاریکی یاد گرفتم. پشت خانه ام، استادیوم یک تیم دسته چهارمی بود. من تمام روز با توپ بازی می کردم و وقتی همه بچه ها به خانه هاشان می رفتند، من در تاریکی می ماندم و بازی می کردم. در آن تاریکی چیزی دیده نمی شد. من به سمت دروازه شوت می کردم و بر یافتن دروازه پافشاری می کردم. ده سال بعد وقتی اولین قرار داد خود را با Argentina Juniors بستم متوجه شدم که بازی با توپ در تاریکی بسیار مفید بوده.

 

کاستاریکا: تو در فاول فیوریتو متولد شدی که از محله های فقیر نشین آرژانتین است. من باید از تو می پرسیدم که چی توی کله ات است. چون تو هیچگاه آن مردم را فراموش نکردی و همیشه با آنها ماندی.

 

مارادونا: مردمان فقیر هیچگاه به تو خیانت نمیکنند. بسیاری از دوستانم و حتی مدیر برنامه هایم – کوپولا – از من پول دزدیده اند و مرا ترک کرده اند. اما مردم فیوریتو همانطور که بودند هستند. این مکان سمبل فقر است. اگرچه اکنون خیابانها آسفالت شده اند اما فقر مشابه زمانی است که من در آنجا زندگی می کردم. افراد سیاسی و آنهایی که به دولت نزدیک هستند هر روز ثروتمندتر می شوند. من هم این شانس را داشتم که یکی از آنها باشم، اما پاسخ منفی دادم چراکه می بایست ار فقرا می دزدیدم. تنها یک بار با افراد سیاسی آرژانتین صحبت کردم و تمام حرفهایی را به آنها گفتم که نمی خواستند بشنوند.

 

کاستاریکا: بونو فوکس(3) و باب گلدوف(4) به اندازه شما معروف نیستند. اما از شهرتشان برای فعالیت های بشر دوستانه استفاده کرده اند که این باعث ارتقا آنها نیز شده است. شما هیچگاه چنین کاری را انجام نداده اید.

 

مارادونا: پول وقت شما را می گیرد و دیگر هیچ! شما باید مقداری وقار، غرور و سلامتی برای خود نگه بدارید. 44سال را پشت سر گذاشته ام و می دانم که مساله فقر ادامه دارد. من به میانه آنهایی که همه چیز دارند و آنهایی که چیزی ندارند نگاه می کنم. این تنها مساله آرژانتین، برزیل، کوبا و ونزوئلا نیست. آمریکاییها کله های ما را خرد کرده اند. به یاد بیاورید که آنها در دهه 70 چه بلایی سر ما آوردند. آنها ما را مثل بچه هایی در دست خود داشتند. آنها یک رژیم نظامی در آرژانتین قرار دادند و باعث کشته شدن 30000نفر شدند. آنها پس از این همین کار را در شیلی، نیکاراگوئه و گواتمالا تکرار کردند. آنها به تو ضربه می زنند و بعد به حال خود رهایت می کنند تا عذاب بکشی. آنها با ثروت کلان به خانه هایشان بازمی گردند و تو می مانی مثل یک سگ و مثل یک سگ زندگی می کنی. اما همیشه اینطور نمی ماند. آنها اکنون دیگر اجازه استفاده از این حقه های سیاسی را ندارند. پس از گذشت دوره مداخله نظامی و پشتیبانی از رژیم فاشیست در آمریکای لاتین ما اکنون به اتحاد رسیده ایم. آرژانتین، برزیل و ونزوئلا اکنون با هم متحد شده اند تا جنایات بوش را فریاد بزنند. اما امیر، من نمی دانم چرا اینها را به تو می گویم. تو خودت همه چیز را می دانی. تو طرف ما هستی. چه احساسی داری؟

 

کاستاریکا:من مثل چارلی چاپلین هستم، وقتی که داشت در خیابان قدم می زد و کسی به او پرچمی داد. بیا درباره روابط داخل آمریکا صحبت کنیم. اگر درست متوجه شده باشم آنها شما گول زندند. مثل قرارداد نفتی که با شما بسته شد. آنها به مکزیک پول دادند و 30000کارگر را مشغول به کار کردند. بعضی از مکزیکی ها درآمد های خوبی داشتند. اما سود اصلی به کشوری دیگر می رسید و نه به مکزیک.

 

مارادونا: بله درست است. مکزیک هم به غیر از آن 30000 نفر کشور بسیار فقیری است. آمریکاییها این کار را در سرتاسر دنیا انجام داده اند و همیشه همان داستان همیشگی تکرار می شود. مزایای اصلی همیشه برای آنهاست و تنها پس مانده ها برای تو می ماند.

 

کاستاریکا: به نظر تو ما چکار می توانیم انجام دهیم؟ این یک داستان تکراری از زمانهای بسیار قدیم است.

 

مارادونا: چه کاری باید انجام داد؟ تغییر دادن شرایط کار بسیار دشواری است. اما مساله مهم این است که ما می توانیم راجع به این موضوع صحبت کنیم. متاسفانه، پاپ علاقه ای به صحبت در این زمینه نشان نمی دهد. اگر هم بخواهد این کار را انجام دهد، تنها یک موضوع ذهن او را مشغول می کند که چطور واتیکان را حفظ کند. این مثل آمریکاییها. واتیکان امپراطوری بسیار ثروتمندی است. پاپ هیچگاه در آفریقا نبوده است و هیچگاه به آنجا نرفت تا بر خاکش بوسه بزند و به بچه های گرسنه غذا بدهد. اما 150میلیون دلار برای تبلیغات جلوگیری از بارداری ناخواسته دریافت کرد. یک شرکت تبلیغاتی این هزینه را صرف کرد اما پاپ هیچگاه برای این کار هزینه ای نکرد و کسی هم در این مورد صحبتی نکرد. این موضوع در اسناد واتیکان ثبت شده و کسی بخاطر نیاورد که پاپ چطور آفریقا را فراموش کرد.

 

کاستاریکا: اکنون نزدیک مار دل پلاتا هستیم و تظاهر کنندگان در فضایی که اتحاد را می توان در آن استشمام کرد، استراحت می کنند. این درست مثل شخصیتهای دهه هفتاد است که سرنوشت خود را انتخاب می کردند و به سوی آن می رفتند. شک ندارم که هر کلمه مارادونا از روی دانش و شناختی است که نسبت به وضع کنونی جهان دارد. روزگاری او به مثابه یک الهه بود. مانند اسطوره گیلگامش(5). یک داستان حماسی از نابود شدن خدایی که از گل سرشته شده بود. از زمانی که او جادوگر هر بازی بود، تا زمانی که او هوایی برای تنفس نداشت. جایی گیر افتاده بود که هوایی برای تنفس و محلی برای حضور نداشت. او بسیار محبوب تر از پاپ بود. آن بالا، خیلی بالا اما او هوایی برای تنفس نداشت و کسی نبود که به او بگوید که بودن در این ارتفاع جای امنی برای او نیست. او به مصرف کوکائین رو آورد. مثل گیلگامیش که خدای گلی روی زمین ضربه خورد. او شروع به جستجوی خودش کرد. حتی در آن لحظات او سعی می کرد به جایی برگردد که برای او اکیسژن کافی داشته باشد. او می خواست عادی باشد و این باعث شد تا او در چهار دقیقه مرگ را تجربه کند. اما رویا بازگشت. من که در صندلی کناری او نشسته ام این را شهادت می دهم . من بسیار خوش شانس هستم. همچنین بخشی از دوران بازگشت او هستم. همه او را ترک کردند غیر از خانواده اش و فیدل کاسترو. وقتی که بیمارستان بوئینوس آیرس درهای خود را به روی او بست، کاسترو با آغوشی باز او را پذیرفت. مردم می توانند فکر کنند که او هیچگاه بدون مواد مخدر نتوانست زندگی کند، چون نتوانست بار سنگین قهرمان بودن را به دوش بکشد. اما این دلیل نیست. از بیوگرافی او می توان متوجه شد که مارادونا نمی توانست از خودش مراقبت نماید و در یک لحظه او نمی داند که چطور باید خودش را کنترل نماید. وقتی که او یک حرفه ای شد، ریورپلاتا به او پیشنهاد مالی فوق العاده ای داد اما او نپذیرفت و به بوکاجونیورز رفت. وقتی که تعدادی از طرفداران خواستند از او اخاذی کنند او جنگید، وقتی مربی اش به او دروغ گفت او رختکن را بهم ریخت. او هیچگاه این اعتقاد حقیقی را نداشت که پرداختن به پول هدر دادن وقت است.

 

مارادونا: پدرم را بخاطر دارم وقتی از کار به خانه برمی گشت و به اندازه کافی برای شکم ما هشت بچه پول بدست نیادورده بود. سکوت می کرد، چون غذایی نبود. هر کسی نمی تواند این موضوع را درک کند، بخصوص آنهایی که گرسنه نمانده اند. خواهرم کمتر غذا می خورد و باقی آن را برای من نگه می داشت. در چنین شرایطی احساس همدردی، عشق و مراقبت در وجودت رشد می کند و این چنین است که داستانهای دوران کودکی من هیچگاه از بین نمی روند. مادرم خودش را به دل درد می زد برای اینکه غذا را برای بچه هایش نگه دارد. او همیشه چشمش به دیگ غذا بود تا مطمئن شود غذا به اندازه کافی برای همه مانده باشد. برادرم، یک مثال از فقر است... بله مادرت به تو دروغ می گوید که به تو غذا بدهد. ممکن است خیلی ها بگویند که این یک کتاب داستان است اما امیر، برادر من یک زندگی حقیقی است و من به تو حقیقت را می گویم.

 

کاستاریکا: بله این فقر است و بسیار ناراحت کننده. خیلی گذشته خود را به سادگی فراموش می کنند اما تو چطور این احساسات را از کودکی تا کنون حفظ کرده ای؟

 

مارادونا: من فراموش نکرده ام. نمی توانم که فراموش کنم. فقر از ثروت قدیمی تر است. پدرم در یک فروشگاه کار می کرد و همیشه کیسه های سنگین را جابجا می کرد، حتی وقتی که پیر شده بود. من می توانم مدتها در مورد پورژووازی و فقر صحبت کنم. برای من هیچگاه تفاوتی نداشت اما این شاید در مورد همه ثروتمندان صادق نباشد. من شکی ندارم. بسیاری سعی می کنند که به سیاستمداران نزدیک شوند، سیاستمداران هم از توانایی های آنها سو استفاده می کنند. اگر در این دسته از آدمها نباشی تو را دیوانه فرض می کنند. بله، من دیوانه ام و دیوانه خواهم ماند و با تمام این حرفها متوجه می شوی که با من چه کرده اند. تو می دانی امیر، من برای چهار دقیقه یک آدم مرده بودم، به همین دلیل معنی زندگی را می دانم.

 

کاستاریکا: بعد از ماجرای اتیوپی و اجرای کنسرت های همزمان، باب گلدوف ثروتمندتر شده. بونو به کشورهای مختلف سفر می کند و از روسای جمهور آن کشورها می خواهد تا بدهی هایشان را به کشورهای آفریقایی پرداخت کنند. او حتی با بوش ناهار خورد.

 

مارادونا: من یک چیز را می دانم و آن اینست که هیچگاه جرات غذا خوردن با بوش را ندارم.

 

کاستاریکا: چرا؟

 

مارادونا: بودن در کنار یک جنایتکار احساس خوبی به آدم نمی دهد.

 

کاستاریکا: گارسیا مارکز به من گفت که ما می توانیم در مورد فیدل حرفهای زیادی بزنیم. اما او نگهبان فرهنگ ایسپانو (6) به ارث گذاشته شده در آمریکای لاتین است.

 

مارادونا: بله درست است. اما آرژانتین اکنون بخشی از آمریکا است. آرژانتینی ها همه آنچه را که دارند به یانکی ها می فروشند. مثل بخش جنوبی آرژانتین که منطقه ای بسیار حاصل خیز است. بنابراین همه آنچه که فیدل برای آن جنگید را ما به باد دادیم. با این پول ما تنها به یکی از مستعمرات آمریکا تبدیل شدیم. آمریکاییها در حال گسترش مستعمرات خود در همه جای دنیا هستند.

 

کاستاریکا: چطور با فیدل کاسترو ملاقات کردی؟

 

مارادونا: در سال 1987 من برنده دو جایزه شدم. یکی در کوبا و دیگری در آمریکا. به آمریکاییها گفتم جایزه تان را برای خودتان نگه دارید. با فیدل ملاقات کردم و پنج ساعت در مورد چگوارا و آرژانتین با هم صحبت کردیم. بعنوان یک مرد جوان در مورد انقلاب مطالعه کرده بودم. در مورد چگوارای شجاع، در مورد فیدل و من عاشق فیدل شده بودم. به نظر من او مثل یک شیر از سرزمین خود دفاع کرد. او تنها سیاستمداری است که به دزدیدن از فقرا فکر نکرد. اما این کاری است که آمریکاییها سعی در انجام آن دارند.

 

قطار به مار دل پلاتا نزدیک شده است...

 

|+|
نوشته شده توسط سهیل مارادونا در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387 و ساعت 14:48
فوتبال نمادین مارادونا برای دفاع از حق مردم بولیوی

 
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبكه خبر ، این دیدار در حمایت از بولیوی و بر ضد ممنوعیت تعیین شده فیفا درباره منع بازی های رسمی در ارتفاع بیش از 2750 متر ، بین تیم های ستارگان سابق فوتبال آرژانتین و بولیوی در استادیوم هرناندو سیلس شهر لاپاز با ارتفاع بیش از 3600 متر از سطح دریا برگزار شد .

در این بازی تیم آرژانتین 7 بر 4 به برتری رسید.

همچنین در این دیدار كه بیش از 25 هزار تماشاگر داشت مارادونای 47 ساله 3 گل به ثمر رساند و ایوو مورالس رئیس جمهور بولیوی نیز در تیم كشورش به عنوان یك مهاجم به میدان رفت و یك گل وارد دروازه حریف كرد .

دیه گو مارادونا اسطوره فوتبال آرژانتين گفت: "سپ بلاتر خداي فوتبال نيست و حق ندارد مردم بوليوي را از فوتبال محروم كند."

به نقل از رويترز، ديگو مارادونا كه در جريان ديداري دوستانه و خيرخواهانه در ورزشگاه ملي بوليوي در شهر لاپاز در ارتفاع 3600 متري از سطح دريا حضور يافته بود،‌ اظهار داشت: "امروز در سن 47 سالگي بازي كردم تا نشان دهم مي توان در اين ورزشگاه بازي كرد و به مشكلي نيز برنخورد."

در پايان اين بازي كه مورالس،‌ رئيس جمهور كشور بوليوي نيز به عنوان تماشاگر حضور داشت، مارادونا افزود: "امروز من و مورالس به فيفا نشان داديم امكان بازي در اين ورزشگاه فراهم است."

وي با اين اظهارات تلاش كرد تا عنوان كند تصميم فيفا براي محروم ساختن بوليوي از انجام بازي هاي رسمي و حساس فوتبال،‌ نظير مسابقات مقدماتي جام جهاني به اين بهانه كه ورزشگاه از سطح دريا ارتفاع زيادي دارد،‌ تصميمي منطقي نبوده است.

كاپيتان سابق تيم ملي آرژانتين تصريح كرد: "از تصميمات فيفا تعجب مي كنم. هركس در هر جايي كه بدنيا آمده و زاده شده، مي تواند و حق دارد بازي كند. بي شك شخصي مثل بلاتر، ‌خداي فوتبال نيست."

مارادونا كه در گذشته از برخي از سياست هاي فيفا انتقاد كرده بود،‌ با اين اظهارات بار ديگر عليه عالي ترين مقام سازمان فوتبال جهان موضع گيري كرد.

 

|+|
نوشته شده توسط سهیل مارادونا در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387 و ساعت 14:34
فوتبال کثیف آلمان
امروز داشتم بازی آرژانتین و آلمان جام جهانی ۲۰۰۶ رو میدیدم . حالم گرفته شد . اگه یه تیم باشه که سرش به تنش بیارزه آدم لجش نمی گیره نه به این آلمان ها که کثیف و بی شرمانه فوتبال بازی می کنند . هنوز در تعجبم که چرا داور نفهم اون بازی پنالتی رو کرسپو رو نگرفت .

رسم روزگار اینه اون از جام جهانی ۹۰ که با گوه خوری و با پنالتی بازی رو بردن و اینم از این دوره که با میزبانی و داوری کون خودشونو پاره کردن ولی بازم هیچ غلطی نکردن .

به هر حال اگر آلمان ها میزبان نبودند و داور چند مورد پنالتی آرژانتین را اعلام می کرد و کامبیاسو و آیالا هم موقع پنالتی ها جوگیر نمیشدند و... آرژانتین یک پای فینال بود اما تا بوده همین بوده !

 

 

 

 
 
|+|
نوشته شده توسط سهیل مارادونا در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386 و ساعت 22:43
آقای شماره 9

بیوگرافی گابریل باتیستوتا << باتی گل >>

حیاط پهناور ویلا بلند شده است و باتیستوتا برهنه سراغ جکوزی بزرگ محاصره در گل ها و درختچه ها می رود. از میان بخار انبوه سه کله کوچولو با پنجه های باز و حالتی شبیه دراکولا ظاهر می شوند و باتی را زیر آب می برند.
بچه ها و باتی گل ناگهان ساکت می شوند و سپس همه بلند فریاد میزنند

« تی آمو ایرنا »
یعنی دوستت دارم ایرنا
این جمله جنجالی را باتی گل در سال ۱۹۹۶ پس از زدن سومین گل برابر میلان و در شادی قهرمانی رو به دوربین های تلویزیونی فریاد زد و اکنون رمز مشترک خانواده است
گابريل دراول فوريه سال 1969 در منطقه اي به نام رکونکوسيستاي سانتافه به دنيا آمد. او بچه اي کم حرف ، اما پرتحرک بود و هيچگاه از حمايت هاي پدرش محروم نماند.او در کتابي که به نام "يو باتي گل " به چاپ رسيد، اين چنين از روزهاي کودکي اش مي گويد: مثل بيشتر کودکان آرژانتيني نبودم آن طور که از امريکاي لاتين برداشت مي شود، در فقر به سر نمي بردم
پدرم "بابا عمر" هميشه در کنارمان بود و همواره با وجود او، احساس خوشبختي مي کرديم.
او هنوز مرا از راهنمايي خودش بي نصيب نميگذارد.مادرم هم موجودي دوست داشتني بود و هست.
گلوريا (مادرم ) خوش برخورد، صبور و باحوصله بود و همين خصلت ها، او را در فاميل ما منحصر به فرد کرده بود. مادرم در اداره زندگي خانوادگي اش توانايي بالايي داشت و بخوبي زندگي خود و بچه هايش را جمع مي کرد. با وجود اين پدر و مادر طبيعي است که احساس خوشبختي کنم.گابريل از دوران قبل از فوتبال چيز زيادي ننوشته و تنها به ذکر خصوصياتي از پدر و مادر و همين طور چند خط از سرگرمي هايش اکتفا کرده است : هر وقت خسته مي شدم ، بابا عمر مرا با خود به گردش مي برد و چند دقيقه اي در فضاي آرام کنار خانه بازي مي کردم.

گلوريا مي گويد که در آن سنين ، به تاب بازي خيلي علاقه داشتم.از بازي بر روي تاب و سرسره تا رسيدن به قله شهرت و افتخار، فقط چند گام بود. گابريل احساس عجيبي در مورد آن روزها دارد و هنوز هم با گذشت چندين سال ، وقتي خاطره اش را به ياد مي آورد، به طرز عجيبي احساساتي مي شود و اشک در چشمانش حلقه مي زند. مي گويد: نوزده ساله بودم که براي اولين بار در زندگي ام طعم يک ليگ گرم و پرهيجان را چشيدم.بعد از سه سال کار در باشگاه هاي ريز و درشت ، به تيمي راه پيدا کرده بودم که خوب مي دانستم مي تواند سکوي پرتاب من باشد.در فصل 1989 - در نيوالد بويز به بازي گرفته شدم ، ولي در همان سال باشگاهم را تغيير دادم.گابريل در فصل 89 - ليگ دسته اول آرژانتين ، در دومين بازي نيوالدبويز به ميدان آمد و از همان بازي ، جاي خود را در ترکيب اين تيم محکم کرد. او در آن سال در مجموع 16 بازي براي نيوالد بويز انجام داد که 4 گل ثمره حضور اين بازيکن در اين تيم بود.در همان فصل سرمربي ريورپلاته - يکي از باشگاه هاي مطرح آرژانتين - استعداد عجيب گابريل جوان را کشف کرد و او را به تيم خود آورد.اين بازيکن جوان در فصلهاي 89 - و90 - فقط17 بازي براي ريوپلاته انجام داد که حاصل آن 6 گل براي اين تيم مطرح بود.باتيستوتا پس از حضور موفق در نيوالد بويز و ريورپلاته به دنبال عرصه ديگري براي درخشش بود؛ جايي که زير ذره بين باشگاه هاي پولدار دنيا باشد؛ جايي براي مطرح شدن.
او به دنبال يک نردبان ترقي بود. به طور قطع ، بوکاجونيورز مي توانست نقش سکوي پرتاب را براي او بازي کند. بازي در اين تيم ، روياي کودکي گابريل بود: "زماني که به من پيشنهاد بازي در بوکا داده شد، اول باور نمي کردم ، اما بعد به خودم گفتم تو خودت را نشان داده اي و حضور در بوکاجونيورز حق توست.من مي دانستم در اين تيم چه بازيکناني توپ زده بودند و به خصوص مي دانستم که ديگوي بزرگ (مارادونا)، روزي پيراهن همين باشگاه را ميپوشيد."حضور باتيستوتا در تيم رويايي اش زياد هم دوام نداشت.
حدس او درست از آب درآمده بود. فقط يک فصل حضور او در بوكادر فصل 1990-91 -( کافي بود تا باشگاه هاي بزرگ ، روي اين چهره جديد آرژانتين دست بگذارند.گابريل براي پيوستن به باشگاه هاي داخلي آرژانتين با مشکل چنداني رو به رو نبود، چون تمام تيمهاي حاضر در ليگ دسته اول کشورش را مي شناخت ؛ اما براي حضور در ليگ هاي خارجي بايد وسواس بيشتري به خرج ميداد."من بايد از باشگاه هاي فرانسه و ايتاليا يکي را انتخاب مي کردم.
بيشتر بازيکنان برزيلي در گام اول براي مطرح شدن ، فرانسه را انتخاب مي کنند؛ اما من ايتاليا را انتخاب کردم.
با تمام داستان هايي که در مورد ايتاليا و ليگ اين كشور برايم نقل کرده بودند، نمي دانم چرا من باز هم اين ليگ را انتخاب کردم.
شايد به خاطر جذابيت و گرماي عجيب آن وشايد به اين خاطر که در ايتاليا کمتر از فرانسه احساس غربت ميکردم."باتيستوتا شايد خودش انتقال به اروپا را مديون بوکاجونيورز بداند، اما همه کارشناسان بر اين عقيده اند که کوپا امريکا مايه شهرت او شد.سال 91 يعني همان سالي که گابريل به فيورنتينا انتقال يافت ، تيم ملي آرژانتين قهرمان جام ملتهاي امريکاي جنوبي شد و گابريل نقش عمده اي در قهرماني آرژانتين ايفا کرد تا همه نگاه ها به او دوخته شود. او حتي در فينال هم به گلزني ادامه داد و تيم خود را قهرمان کرد.گابريل در ميان تيمهايي که به او پيشنهاد بازي داده بودند، فيورنتينا را برگزيد. پس از يک فصل بازي در بوکا، او خوب مي دانست که چه حسابي روي او باز شده است.
او در فصل 1990_91 -،19 بازي براي بوکا انجام داد و11 گل زد. اين آمار بدي نبود، اما گابريل بعدها نشان داد که بهتر از اين هم ميتواند باشد.شهر فلورانس ؛ شهري که بعدها با نام گابريل گره خورد، سالهاي سال پذيراي باتيستوتا بود و حتي چند ماهي نيز شايعه نامزد شدن او براي احراز مقام شهردار شهر فلورانس بر سر زبانها افتاد.تيم اول شهر فلورانس "فيورنتينا"بود و حضور باتيستوتا در اين تيم بنفش مي توانست مردم خونگرم اين شهر زيبا را به روزهاي آينده خوشبين کند.باتيستوتا در نخستين سال حضورش در فيورنتينا (فصل 92 -91) 27 بازي انجام داد و13 گل زد.فصل بعد در32 بازي 16 گل زد و در فصل سوم حضورش در فيورنتينا (فصل 94 -93 )، در26 بازي 16 گل به ثمر رساند.گابريل در فصل 95 -94 در32 بازي 26 گل زد تا همه چشمها را خيره کند.باتيستوتا در فصل پنجم حضورش در فيورنتينا در31 بازي 21 گل زد. در فصل بعد، در32 بازي 14 گل به ثمر رساند و در فصل هفتم در31 بازي باز هم به 21 گل رضايت داد.گابريل در فصل هشتم حضورش در فيورنتينا(فصل 99 -98 ) در28 بازي 21 گل زد و سرانجام در آخرين سال حضورش در فلورانس (در فصل 2000 -1999 ) در30 بازي 23 گل زد تا در مجموع 9 فصل حضور در فيورنتينا، شمار گلهاي خود را به 171 برساند.او با اين تعداد گل ، رکورد گلزني در تاريخ باشگاه فيورنتينا را شکست.

رکورد گلزني در اين باشگاه متعلق به يک گلزن سوئدي اين باشگاه در دهه هاي 50 و60 ميلادي بود که 158 گل به ثمر رسانده بود.سالها حضور در شهر فلورانس و تلاش براي سرافرازي اين تيم ، از گابريل چهره اي محبوب و دوست داشتني ساخته بود. در تمام فلورانس صحبت از او بود و کمتر کسي گمان مي کرد که اين چهره محبوب و وفادار هم روزي قصد ترک فلورانس را داشته باشد، اما سرانجام او هم رفت.
خودش احساسي عجيب در روزهاي پاياني حضور در فلورانس داشت.
سالها حضور در فلورانس نتوانسته بود او را از نظر قهرماني ورزشي ارضاء کند. هر چند که او در اين شهر کمبودي نداشت و همه به او محبت مي کردند، اما بايد طعم قهرماني را مي چشيد: "من بايد در تيمي بازي مي کردم که قهرمان مي شد؛ قهرمان ايتاليا و حتي قهرمان اروپا، اما تمام افتخاري که با فيورنتينا به آن رسيدم ، يک بار قهرماني جام حذفي و يک بار قهرماني در سوپر جام ايتاليا بود؛ همين ! مي دانستم که تصميم من براي ترک فلورانس تبعات بسياري خواهد داشت ، ولي بايد مي رفتم.
در اين شرايط انتظار داشتم تماشاگران هم مرا درک کنند و بخوبي هم اين کار را انجام دادند".آ.اس.
رم براي به خدمت گرفتن باتيستوتا رقم بالايي به فيورنتينا پيشنهاد کرد و اين تيم که در شرايط بحراني و عجيب و غريبي به سر مي برد، به رغم ميل باطني ، به اين انتقال راضي شد.34 ميليون دلار براي انتقال باتيستوتا به رم پرداخت شد تا به اين ترتيب جوان گمنام رکونکوئيستا به جمع 20 بازيکن گران قيمت تاريخ فوتبال دنيا بپيوندد.حضور باتيستوتا در رم و گل او به فيورنتينا و گريه مشهورش پس از گل که همه دنيا را تحت تاثير قرار داد، گوشه اي از خبرسازي اين بازيکن بزرگ بود.او در فصل 2001 -2000 در تمام بازيهاي رم حاضر نبود و از مجموع 38 بازي رم ، در28 بازي به ميدان رفت و20 گل زد تا يکي از علل بي چون و چراي قهرماني رميها باشد.رم به واسطه حضور بازيکناني چون باتيستوتا و توتي پس از18 سال با مربي سرشناس خود کاپلو، سرود قهرماني سر داد.گابريل از آن دسته بازيکناني است که در خارج از کشور فوق العاده محبوبند و در داخل کشور مغضوب.
او شايد همچون کانتونا نباشد، اما مانند او اسير يک اختلاف سليقه شده است.مارچلو بيلسا سرمربي تيم ملي آرژانتين اگر چه بهانه اي چون مصدوميت را براي دعوت نکردن باتيستوتا به اردوي تيم ملي فوتبال آرژانتين در اختيار داشت ، اما به دليلي خاص او را دعوت نمي کرد و گابريل از اين موضوع آگاه بود: "من مي دانم که بيلسا علاقه چنداني به من ندارد و من هم از اين موضوع گله اي ندارم ؛ چون در اين مورد حق ندارم به او اعتراض کنم."بيلسا اعتقاد چنداني به گابريل ندارد و اين امر بخوبي از نوع تصميم هايي که او در تيم ملي آرژانتين گرفته ، مشخص است.بيلسا بيشتر ترجيح مي دهد که هرنان کرسپو مهاجم اول او باشد و اين را در هر شرايط نشان داده است.
به اين ترتيب او بايد به دنبال زوج مکمل براي کرسپو باشد؛ چرا که از نظر گابريل نمي تواند نقش مکمل را بخوبي بازي کند، چون گابريل در تيم خود همواره مهاجم اول بوده است و براي او مکمل تعيين کرده اند.با آن که باتيستوتا رکورد گلهاي ملي را در کشور آرژانتين شکسته است ، اما اينها هيچکدام دليل قانع کننده اي براي بيلسا نيست.
رکورد گلهاي ملي در اختيار ديگو آرماندو مارادونا بود که او36 گل زده را در بازيهاي رسمي ملي در پرونده خود ثبت کرده بود، اما باتيستوتا در حدود78 بازي ملي ،57 گل به ثمر رساند که اين نشان از توانايي بالاي اين بازيکن دارد؛ چرا که آرژانتين در بازيهاي رسمي ملي معمولا با تيمهاي پرتوان و قدرتمند روبه رو ميشود

.بيلسا پس از اطمينان از صعود آرژانتين به جام جهاني ، باتيستوتا را به تيم ملي دعوت کرد تا او را براي پيکارهاي مرحله نهايي جام جهاني امتحان و از سويي فشار مطبوعات را کم.باتيستوتا نامي است که همواره در ياد و دل علاقه مندان واقعي فوتبال باقي خواهد ماند؛ بازيکني که شايد اخلاقش را از مادرش به ارث برده باشد. گابريل ، با اخلاق و تعصبي مثال زدني و همين طور گلهايي که هيچ گاه از يادها نخواهد رفت ، بخشي از تاريخ فوتبال آرژانتين و ايتالياست ؛ چرا که او در مدت 12 سال حضورش در اروپا، پا را از ايتاليا فراتر نگذاشته است
جزئیات فوتبال حرفه ای
اولین مسابقه حرفه‌ای :۲۵ سپتامبر ۱۹۸۸، سن مارتین یک – نیوولز اولدبویز صفر
بیشترین گل زده در یک فصل: ۲۶ گل برای فیورنتینا در فصل ۱۹۹۴-۱۹۹۵ که رکورد ۳۰ ساله اتزیو پاسکوتی را شکست.
اولین گل حرفه‌ای: ۱۶ مه ۱۹۸۲، نیوولزاولدبویز۳- پلاتنسه صفر
اولین بازی ملی: ۲۷ مارس ۱۹۹۱، برزیل صفر – آرژانتین یک
اولین گل ملی: 8 ژوئیه ۱۹۹۱، آرژانتین – ۳ ونزوئلا صفر
آخرین بازی ملی: ۲۰۰۲، آرژانتین یک – نیجریه صفر
آخرین گل ملی: ۱۲ ژوئن ۲۰۰۲، آرژانتین یک – سوئد یک
افتخارات
قهرمانی سری B: فیورنتینا در فصل۱۹۹۳-۱۹۹۴
جام حذفی ایتالیا: فیورنتینا در فصل ۱۹۹۵-۱۹۹۶
قهرمانی سری A: آ اس رم در فصل ۲۰۰۰-2001۲۰۰۱
آقای گل سری A: فیورنتینا در فصل ۱۹۹۴ – ۱۹۹۵ با ۲۶ گل زده
قهرمانی کوپا آمریکا: دو بار با آرژانتین در سال‌های ۱۹۹۱ و ۱۹۹۳
آقای گل کوپاآمریکا: دو بار با آرژانتین در سال ۱۹۹۱ با ۶ گل زده
تیم‌های باشگاهی
۱۹۸۹-۱۹۸۸ نیوولزاولدبویز، ۱۶ مسابقه و ۴ گل
۱۹۹۰-۱۹۸۹: ریورپلاته، ۷ مسابقه و ۴ گل
۱۹۹۱-۱۹۹۰: بوکاجونیورز، ۲۹ مسابقه و ۱۳ گل
۲۰۰-۱۹۹۱:فیورنتینا،۲۶۹مسابقه و177 گل
۲۰۰۲-۲۰۰۰: آاس‌رم، ۵۱ مسابقه و ۲۶ گل
۲۰۰۳-۲۰۰۲: اینترمیلان، ۲۴ مسابقه و ۶ گل
۲۰۰۴-۲۰۰۳: العربی قطر، ۱۸ مسابقه و ۲۵ گل
كارنامه گابريل باتيستوتا
۱۹۶۹: در يك فوريه اين سال باتيستوتا در شهر ريكونكوئيستا كشور آرژانتين به دنيا آمد.
۸۹-۱۹۸۸: اولين حضور رسمى اش را براى تيم آرژانتينى نيوولز اولدبويز داشت. وى قبل از رفتن به ريورپلاته توانست تا در فصلى كه منجر به پيروزى تيمش شد، افتخار زدن چهار گل را پيدا كند.
۱۹۸۹: با ترك ريورپلاته به تيم بوكاجونيورز پيوست.
۱۹۹۱: وى در اين سال قرارداد ۳/۲ ميليون دلارى را با تيم فيورنتينا بست.
۹۳-۱۹۹۲: با وجود ۱۶ گلى كه براى فيورنتينا در ۳۲ خود به ثمر رساند، نتوانست عنوانى را در رقابت هاى سرى –آ به دست بياورد. با وجود پيشنهاداتى كه از طرف باشگاه هاى صدر جدول به وى مى‌شد، او فيورنتينا را ترك نكرد.
۹۴-۱۹۹۳: ۱۶ گلى كه وى در ۲۶ بازى خود براى فيورنتينا به ثمر رساند، باعث شد تا بار ديگر اين تيم به اوج دست يابد.
ژوئن ۱۹۹۴: اولين بازى ملى خود را در جام جهانى و برابر تيم ملى يونان انجام داد.
۹۵-۱۹۹۴: با زدن ۱۱ گل نخست براى تيم فيورنتينا توانست تا ركورد جديدى را در فوتبال ايتاليا رقم بزند. وى با ركورد ۲۶ گل در ۳۲ بازى عنوان مهاجم برگزيده اين تيم را از آن خود كرد.

اپريل ۱۹۹۶: با زدن ۳۴ گل براى تيم ملى كشورش در برابر تيم ملى بولیوى ركورد گلزنى خود را به مارادونا رساند.
مى ۱۹۹۶: اين ستاره آرژانتينى توانست تا با زدن گل در هر دو ديدار فيورنتينا برابر آتالانتا برگامو و با مجموع ۳ بر صفر نتيجه ديدار فينال جام كوپا ايتاليا را براى خود رقم بزند تا تيمش پس از ۲۱ سال به عنوان قهرمانى در فوتبال ايتاليا دست پيدا كند.
گفتنى است اين تنها عنوان قهرمانى بود كه وى طى نه سال بازى در فلورانس بة دست آورد.
آپريل ۱۹۹۷: در ديدار نيمه نهايى جام يوفا زننده گل تساوى تيمش به بارسلونا بود وى در حالى كه سعى داشت با گذاشتن انگشت خود بر روى لبش صدهزار تماشاگر مشتاق نيوكمپ را آرام كند به بخش ماندگارى از تاريخ فوتبال ايتاليا تبديل شد.
نوامبر ۱۹۹۷: پس از سه سال دورى از تيم ملى كشورش دوباره به تركيب تيم ملى فراخوانده شد.
ژوئن ۱۹۹۸: سه گل از پنج گل تيمش را در برابر جامائيكا به ثمر رساند تا آرژانتين اين تيم را با نتيجه پنج بر صفر شكست دهد. وى دقيقا يك روز پيش از ديدار آرژانتين برابر انگلستان در مرحله يك چهارم نهايي، براى سومين بار صاحب پسر شد. وى گل اول اين ديدار را براى آرژانتينى ها به ثمر رساند.
۹۹-۱۹۹۸: با زدن ۱۳ گل در ۱۳ بازى نخست فيورنتينا اين تيم را به صدر جدول رده بندى سرى A رساند. در اين فصل و پس از مصدوميت تيم فيورنتينا افت قابل محسوسى داشت و نهايتاً مقام سوم ليگ را به دست آورد.
ژانويه ۲۰۰۰: پس از ريوالدو و ديويد بكهام توانست تا عنوان برترين بازيكن سال ۱۹۹۹ فيفا را از آن خود كند.
مى ۲۰۰۰: با زدن سه گل در ديدار فينال فصل توانست تا ركورد جديدى را در ليگ دسته اول ايتاليا بنا نهد.
وى پس از زدن سومين گل در آخرين روز حضورش در فيورنتينا، از شادى اشك مى ريخت. آخرين آمار گلزنى هاى او ۱۶۸ گل در طى ۲۹۶ حضور براى فيورنتينا بود. وى در اين سال قراردادى ۳۴ ميليون دلارى را با آ.اس رم منعقد ساخت.
۲۰۰۱-۲۰۰۰: طى ۲۸ بازى ۲۰ گل را براى تيم جديد به ثمر رساند تا بار ديگر اين تيم را به عنوان قهرمانى سرى A ايتاليا برساند.
۲۰۰۲-۲۰۰۱: مصدوميت و افت توانايى هاى او باعث شد تا اين ستاره آرژانتينى فصل دوم را در تيم رم با نااميدى پشت سر گذاشته و تنها شش گل را براى روسونرى‌ها به ثمر برساند.
آخرين حضور او در جام جهانى براى آرژانتين بسيار ناگوار تمام شد، چرا كه اين تيم در همان مرحله اول از ادامه رقابت هاى جام باز ماند.
۲۰۰۳-۲۰۰۲: قبل از پيوستن به اينترميلان بارها نيمكت‌نشينى را در رم تجربه كرد.
۲۰۰۳: به تيم العربى قطر پيوست.
۲۰۰۴: ۲۵ گل را در سال اول بازى در ليگ قطر به ثمر رساند.
۲۰۰۵: پس از مصدوميت شديد به قراردادش با تيم العربى قطر پايان داد تا براى هميشه با فوتبال خداحافظى كند
مختصري از ثروت و زندگي باتيستوتا
گابريل عمر باتيستوتا متولد 1969 ميلادي ___ به روايتي مسلمان ___ اولين باشگاه حرفه اي : نيو ولز آرژانتين___بهترين بازيكن تاريخ آرژانتين بعد از مارادونا___مبلغ قرار داد با فيورنتينا 22 ميليون ليره استرلينگ___قرارداد 2 ساله با باشگاه رم ايتاليا هر سال مبلغ 5/ 5 ميليون دلار __ جزء 50 بازيكن برتر قرن 20 ___ 26 گل در فصل 95-94 ___ مبلغ قرار داد با العربي: 8 ميليون دلار براي 2 سال ___ جالب است بدانيد كه باتيستوتا با وجود قرار داد با باشگاه قطري ، زندگي در دبي را ترجيح داده و در منزلي واقع در جزيره نخلها كه ساخته دست بشر و اماراتيهاست سكونت دارد منزلي كه به قيمت اعجاب انگيز 5/ 5 ميليون دلار خريداري كرده است.___ نكته جالب ديگر در مورد اين بازيكن فوتبال اينكه در منزل خود زير نظر مربي خصوصي به تمرين مي پرداخت__ و فقط جهت بازيهاي رسمي باشگاهش هفته اي 2 بار به قطر پرواز ميكرد.___و جالبتر اينكه بعد از هر باخت براي ايجاد روحيه دوباره بين همبازيانش آنها را به گردش دريايي با كشتي تفريحي در خليج فارس و صرف نان ايراني دعوت مي كرد { ظاهرآ علاقهُ شديدي به نانهاي ايراني دارد } ___ باتيستوتا با دارايي 101 ميليون دلاري رتبه سوم ثروتمند ترين فوتباليستهاي جهان را دارا بود. ___ غم انگيز ترين خاطره ورزشي باتيستوتا مسابقه بين تيم رم و فيورنتينا بود { پس از 9 سال بازي براي فيورنتينا } كه پس از گلزني به اين تيم با پيراهن رم بجاي شادي اشك ريخت.
خواندنیهایی در مورد باتیستوتا :
باتيستوتا در سه جام جهان ۱۹۹۴، ۱۹۹۸ و ۲۰۰۲ براي آرژانتين به ميدان رفت. مهاجم گروه قدرتمند كشورش در رقابت‌هاي كوپا آمريكاي ۱۹۹۱ و 1993 بود و جام قهرماني را نيز در اين رقابت‌ها بالاي سر برد
عاشق سرگرمی های تبلیغاتی و چت با هواداران
باتی گل به سوی باشگاه گلف می رود. می گوید تنیس را بیشتر از بقیه دوست دارم اما نمی توانم ان طور که دلم می خواهد با قدرت و تسلط عالی بازی کنم و از طرف دیگر گلف محل قرارهاست و برای دیدن مشاور - طرف قرارداد - اسپانسرها - اشنایان مهم و روابط اجتماعی و تجاری مجبوری به زمین گلف بروی که به اصطلاح پاتوق مشترک کله گنده هاست!
اما وقتی آزاد باشد در دل طبیعت با وینچستر ۹۷ و لانسر میشل قدیمی اش که ابزار دیرینه شکار و ماهیگیری است ساعتها و شاید روزها مشغول میشود.
پاسخ دادن به هواداران و ارسال پیامهای مناسبتی برای باتی مثل یک وظیفه ضروری است و این یعنی در کار ایمیل و چت و وبلاگنویسی هم تبحر دارد و با لپ تاپ خود سر میز غذا - در رختخواب و گاه در مهمانی سرگرم است. اوجداً هواداران را تحویل می گیرد و هنوز مطابق وعده اش سالی چند بار به ایتالیا سفر و در فلورانس - رم و به خصوص با هواداران فیورنتینا دیداری تازه می کند.
لقب او در زمان اوج شهرتش ((باتی گل)) به معنای باتیستوتای گل زن بود.
باتی که یک فوتبالیست متدین و مذهبی است، در زمان کودکی عاشق بسکتبال بود، اما بعد ازقهرمانی آرژانتین در جام جهانی ۱۹۷۸ به فوتبال گرایش پیدا کرد و تحت تاثیراستیل «ماریو کمپس»، آقای گل مسابقات قرار گرفت.
در فلورانس او را در حد یک قدیس ستایش می‌کردند و مجسمه تمام قد وی دیگر یکی از آثار باستانی جدید(!) شهر محسوب می‌شد.
باتیستوتا با به ثمر رساندن 56 گل در 78 بازی ملی برای آرژانتین در این زمینه رکورددار بود. او بیشتر عمر فوتبالش را در فیورنتینا سپری کرد حتی به همراه این تیم در سری B نیز حضور یافت
او جزء 6 بازیکنی است که در فوتبال ایتالیا بیشتر از 200 گل زده اند
نام همسر وی ایرنا و دارای 4 پسر به نامهای Thiago, Lucas, Joaquin, Shamel میباشد

کودکی گابریل باتیستوتا                                  خانواده گابریل باتیستوتا

 

|+|
نوشته شده توسط سهیل مارادونا در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 و ساعت 22:38
بیوگرافی آقای کاپیتان
بیوگرافی خاویر زانتی مرد تعصب و غیرت

 

نام کامل: خاوير ادلمار زانتي
تاریخ تولد: ده
آگوست سال 1973 (34)ساله
محل تولد: آرژانتین - بوئينس آيرس
قد: 178سانتیمتر
پست: مدافع کناري راست - هافبک
باشگاه فعلی: اينتر  ايتاليا
شماره بازیکن در اينتر: 4
تعداد بازی ملی: 117
تعداد گل ملي: 5
باشگاهای قبلی: از سال 1992 تا 1993 در تيم دسته دومي (تللرس رميدوس د اسکالدرا) آرژانتين عضويت داشت که برای این تیم 17 بازی انجام داد و 1گل  به ثمر رساند. از سال 1993 تا 1995 در تیم بانفيلد آرژانتين که برای این تیم 64 بار به میدان رفت و 6 گل به ثمر رساند. و از سال 1995 تا به حال در تيم اينتر ميلان ايتاليا بازي ميکند که تا امروز 410 بازي براي اين تيم انجام داده و 11 گل براي اين تيم زده است.

 

خاوير زانتي بعد از اينکه در سال 1995 به اينتر ايتاليا منتقل شد پس از درخشش در اين تيم و کسب تجربه لازم به سرعت به بازيکن بزرگي تبديل شد و 4 سال بعد يعني در سال 1999 به عنوان کاپتان اينتر ميلان انتخاب شد. زانتي با 117 بازي بيشترين بازي ملي را براي آرژانتين انجام داده است و اولين گزينه براي کاپتاني تيم آرژانتين مي باشد.

               
در ايتاليا به خاوير زانتي لقب تراکتور (Trattore) داده اند. چون خاوير از قدرت بدني و جنگندگي و استقامت و همچنين از سرعت بسيار بالايي برخوردار است. اين بازيکن تمام نشدني چندين سال بهترين دفاع کناري راست جهان بوده است و در حال حاضر در سن 34 سالگي هنوز هم جنگنده و قدرتمند است.خاوير در نزد هواداران اينتر بسيار محبوب و دوست داشتني است بسياري از هواداران او را بزرگترين بازيکن تاريخ اينتر مي دانند. پاداش اين بازيکن وفادار و تأثير گذار در اينتر کاپتاني اين تيم بوده است. خاوير زانتي درباره حضورش در اينتر مي گويد :((اينتر اولين دري بود به روبه من براي ورود به فوتبال اروپا. من خيلي جوان بودم وقتي آمده بودم و فکر نمي کردم روزي به اروپا بروم از همان روز اولي که به ايتاليا رفتم بي صبرانه دوست داشتم براي اينتر بازي کنم من هميشه سپاسگذار خواهم بود از هواداران اينتر که از روز اول مرا حمايت کردند و هميشه به اينتر وفادار خواهم ماند و فوتبالم را در اين تيم به پايان مي رسانم و هيچوقت اينتر را ترک نخواهم کرد)). تقريبا خاوير هميشه براي اينتر در ترکيب اصلي فيکس بازي کرده است. در طي 9 سال اخير خاوير هيچگاه به خاطر کارت قرمز از زمين اخراج نشده است او  در هفده فبريه 1999 بود که براي اولين بار و آخرين بار از ترکيب اينتر  به خاطر کارت قرمز اخراج شد او در رقابتهاي کوپا ايتاليا در بازي اينتر در مقابل پارما از زمين بازي اخراج شد.
خاوير زانتي از لحاظ اخلاقي هم بازيکن شايسته اي است او يک مؤسسه خيريه براي کودکان با وضع نامساعد و بي سرپرست در کشورش آرژانتين تأسيس کرد.
خاوير در بندرگاه داک سود و در حوالي بوئينس آيرس  متولد شد . و دوران کودکي و نوجواني خود را در اين بندرگاه پشت سر گذاشت. او هم به مدرسه مي رفت و هم سخت کار مي کرد. خاوير به پدرش در کار بنايي کمک مي کرد. او همچنين در خوار و بار فروشي پسر عمويش کار مي کرد و از آنجا که به فوتبال علاقه زيادي داشت به محض اينکه فرصتي پيدا مي کرد در زمين شيب دار و نامساعدي در حومه شهر به توپ بازي مشغول مي شد.
خاوير علاقه داشت به اينديهپندينته برود و در ليگ جوانان براي اين تيم بازي کند ولي از آنجا که اين باشگاه حضور خاوير را در اين تيم نپذيرفت او به عضويت تيم دسه دومي تللرس رميدوس د اسکالدرا در آمد. و يک سال بعد به تيم دسته اولي بانفيلد پيوست. او اولين بازي خود را در مقابل ريورپلاته در دوازده سپتامبر 1993 براي بانفيلد انجام داد و اولين گل خود را در رده باشگاهي در مقابل تيم نيو ولز اُلد بوي به ثمر رساند که آن بازي با نتيجه 1-1 به پايان رسيد. خاوير پس از نشان دادن شايستگي خود و درخشش در تيم بانفيلد از طرف تيمهاي ريورپلاته و بوکا جونيورز پيشنهاد هايي دريافت کرد ولي او در نهايت در سال 1995 به تيم اينتر ميلان ايتاليا پيوست.او در 570 بازي رسمي باشگاهي  براي اينتر به ميدان رفت و سومين بازيکن تاريخ اينتر از لحاظ تعداد بازي براي اين تيم مي باشد.جوسپه برگومي با 758 بازي بيشترين بازي را براي اينتر انجام داده است و فاکتي با 634بازي دومين بازيکن تاريخ اينتر است. خاوير پانصدمين بازي حرفه اي خود را براي اينتر در 27 سپتامبر 2006 در مقابل بايرن مونيخ انجام داد.او همچنين صدمين بازي خود در جام باشگاهاي اُروپا را در 22 نوامبر 2006 در مقابل اسپورتينگ پرتقال انجام داد.
کاپتان زانتي همراه با تيم اينتر در 7 تورنومنت معتبر اروپايي توانسته به عنوان قهرماني برسد: قهرماني در جام يوفا در سال 1998 - قهرماني در کوپا ايتاليا در سال 2005 و سال 2006 - قهرماني در سوپر جام ايتاليا در سال 2005 و سال 2006 - قهرماني در سري آ ايتاليا در فصل 2005_2006 و فصل 2006_2007.
خاوير در حال حاضر در کنار کامبياسو در پست هافبک بازي ميکند او از زماني که مايکون در ترکيب اينتر قرار گرفته است از دفاع راست به پست هافبک منتقل شده است.
خاوير زانتي از زماني که در اينتر بازي مي کند 14 سر مربي را به خود ديده است. او از اين لحاظ تنها بازيکن اينتر است و با تاکتيکهاي 14 مربي مختلف در اينتر بازي کرده است.خاوير زانتي با تيم اينتر تا سال 2010 قرارداد دارد. خاوير اميدوار است که در همان تيم اينتر فوتبالش را به پايان برساند و کفشهايش را آويزان کند او اگر همينطور ادامه دهد به اسطوره فوتبال اينتر تبديل خواهد شد.
خاوير زانتي در رده ملي هم هميشه براي آرژانتين عالي بوده است. از مهمترين افتخارات او در رده ملي ميتوان به نايب قهرماني در المپيک 1996 آتلانتا اشاره کرد. او در جام جهاني 1998 و 2002 هم براي آر‍ژانتين بازي کرده است ولي در جام جهاني 2006 با تصميم جنجال بر انگيز خوزه نستور پکرمن از ترکيب تيم آرژانتين کنار گذاشته شد و به جاي او ليونل اسکالوني دعوت شد تا تعجب هواداران و رسانه ها را بر انگيزد.با انتخاب آلفيو بازيله به عنوان سر مربي آرژانتين بار ديگر زانتي به ترکيب تيم ملي دعوت شد تا در 7 فبريه 2007 در مقابل فرانسه در يک ديدار دوستانه بازي کند.که در آن بازي آرژانتين با تک گل ساويولا به پيروزي رسيد که زانتي در به ثمر رسيدن گل نقش اساسي داشت.
زانتي در رقابتهاي کوپا آمريکا 2007 کاپتان آرژانتين بود. او قبلا در رقابتهاي کوپا آمريکا 1995 و 1999 و 2004 براي آرژانتين به ميدان رفته بود.

              

زندگينامه شخصي خاوير زانتي:
وقتي خاوير نوزده ساله بود با دختري به نام پائولا آشنا شد که هفت سال بعد با هم ازدواج کردند. در حال حاضر پائولا زانتي براي مربي گري به دانشگاه ميرود و در زمينه عکاسي تخصص دارد. در 11 ژوئن 2005 خاوير و پائولا صاحب يک فرزند دختر به نام  سول  زانتي شدند.
برادر بزرگتر خاوير سرجيو زانتي بود که او هم قبلاً در پست مدافع فوتبال بازي مي کرده است.


در حال حاضر خاوير زانتي سفير فيفا براي کودکان نيازمند در آرژانتين مي باشد او همچنين به همراه همسرش پائولا يک مؤسسه خيريه احداث کرده اند.البته خاوير علاقه داشت که کمکهاي نيکوکارانه او مخفيانه باشد ولي هم وطنش استبان کامبياسو که با او هم باشگاهي بود از اقدامات نيکوکارانه خاوير پرده بر مي داشت.

 

 

خاوير زانتي : اينتر خانه آرزوهاي من است!

در تابستان سال 1995، انتقال يك جوان گمنام آرژانتيني از بانفيلد به اينترميلان باعث شد تا خيلي از كارشناسان فوتبال براي اين موضوع به سران باشگاه نراتزوري خرده بگيرند و براي جوان آينده بدي را پيش بيني كنند. آنها معتقد بودند، جايي كه بزرگاني چون جوزپه مئاتزا، جياكنتو فاكه تي فقيد، برگومي، سه تفنگدار آلماني و... بازي مي كرده اند يك بازيكن كم تجربه و 22ساله نمي تواند خيلي موفق باشد و نهايتاً درحد يك بازيكن متوسط رشد خواهد كرد! اما همه آن پيش بيني ها غلط از آب درآمد و اكنون «خاوير زانتي» 33ساله هم كاپيتان تيم دوم شهر ميلان است و هم سمبل بك راست باشگاه! او 12سال را در اين تيم سپري كرده و تلخي و شيرينيهاي زيادي را طي اين سالها در آن تجربه كرده است. همين تجربيات نيز از او بازيكن غيرقابل تكرار در تاريخ باشگاه ساخته. ذكر اين نكته نيز جالب است كه وي در بازي چهارشنبه مقابل اسپورتينگ براي نود و نهمين بار با پيراهن آبي و سياه اينترميلان در چمپيونزليگ به ميدان خواهد رفت.
    
    * «من در اينتر مانند خانه راحت هستم و اين همان دليلي است كه مانع جدايي من از باشگاه مي شود»
    خاوير زانتي در گفتگوي كوتاهي كه با سايت يوفا داشته از اولين سالهاي حضورش در ميلان اين گونه ياد مي كند: «ميلان شهر رؤياها و اينتر خانه آرزوهاي من است. اينتر اولين تيمي بود كه راه اروپا را به من نشان داد و مرا در ابتداي دهه 20سالگي ام به اروپا آورد. اگرچه خيلي ها از آمدن من به اين تيم ابراز ناراحتي مي كردند، اما مسؤولان تيم به آنها توجهي نكردند و براي رشد و ترقي من تحمل ويژه اي به خرج دادند و بعد از آن هم مزد صبرشان را گرفتند. من هميشه به خاطر اينهمه لطف آنها، سپاسگزار بودم. شايد در دنيا كمتر تيم بزرگي مانند اينتر وجود داشته باشد كه اينگونه به يك بازيكن بها بدهد. شما اگر به سابقه حضور من در اينتر نگاه كنيد درمي يابيد كه 12سال است دارم براي اين تيم توپ مي زنم و به حضور در اين تيم افتخار مي كنم چراكه شهرت امروزم را مديون اينترميلان هستم.
    حقيقت اين است كه من در اينتر مانند خانه خودم راحت هستم و اين همان دليلي است كه مانع جدايي من از باشگاه مي شود.»
    كاپيتان نراتزوري ها چندان به زدن گل شهرت ندارد و همين امر نيز باعث شد تا هر وقت گلي را به ثمر مي رساند، شادي عجيبي را در چهره اش ببينيم. خود او دراين باره توضيح مي دهد: خب شايد گل نزدن من به خاطر روش بازي ام باشد، وظيفه اصلي من دفاع و بعد از آن بازي سازي است. البته بايد بگويم هيچ كس در فوتبال وجود ندارد كه از اين كار (گل زدن) بدش بيايد. من در بازي ابتداي فصل برابر آسكولي كه دو بر صفر بر حريف چيره شديم موفق شدم يكي از گلها را به ثمر برسانم و اين برايم جذابيت زيادي داشت چراكه بعد از 4سال موفق شدم براي تيمم گلي به ثمر برسانم».
    زانتي بهترين گل و خاطره ورزشي را مربوط به فينال جام يوفا 98مي داند. او اين چنين اظهار مي دارد: فينال جام يوفا سال 98 برابر رئال مادريد در پاريس، بهترين خاطره ورزشي ام است زيرا در آن شب بياد ماندني من يك گل زدم و ما فاتح اروپا شديم. هرگز آن شب و گل را فراموش نخواهم كرد.»
    البته در اين فصل روبرتو مانچيني، سرمربي تيم اينتر از او به عنوان هافبك بيشتر استفاده كرده تا به مهاجمان تيم كمك كند و زانتي هم به نظر از اين جابه جايي خشنود است.
    وي مي گويد: «من قبلاً بارها در پست هافبك بازي كرده ام بخصوص در تيم ملي آرژانتين. البته اين را هم اضافه كنم كه هر زمان مربي لازم بداند در اين پست بازي مي كنم و هيچ ترسي از بابت آن ندارم چون مطمئنم به خوبي از پس آن برخواهم آمد.»
    كاپيتان نراتزوري ها درباره وضعيت امسال تيمشان در سريA و چمپيونزليگ اظهار مي دارد: «پس از حكم دادگاه ناپل درباره وضعيت قهرماني ما در رقابتهاي سال گذشته و البته حذف رقيبي همچون يوونتوس، مجموعه باشگاه و بازيكنان تصميم گرفتيم تا از اين فرصت بسيار ارزشمند به بهترين نحو استفاده كنيم. به عقيده من تيم امسال ما، قدرتمندتر از سالهاي گذشته است و همه ابزارهاي لازم براي فتح اسكودتو و البته موفقيت در اروپا وجود دارد. اين درست كه شروع ضعيفي را داشتيم اما هرچه رو به جلو گام بر مي داريم بهتر از گذشته عمل مي كنيم. ما اكنون 6مسابقه پي درپي در سطح اروپا و ايتاليا را برنده شده ايم.
    فكر مي كنم تا حالا اين قدر خوب كار نكرده ايم و مي خواهيم به همين شكل در اوج باقي بمانيم چراكه هنوز هيچ چيز را بدست نياورده ايم. برخي از هواداران ما را با اينتر سالهاي 65 و 90 مقايسه مي كنند و براي همين هم من معتقدم كه تيم امسال بسيار قدرتمند است.
    درباره چمپيونزليگ هم بايد بگويم كه همه بازيكنان هم قسم شده اند تا براي احترام به روح «فاكه تي» و خوشحالي او و هواداران به هر شكل ممكن در اروپا قهرمان شويم و از تمامي قوايمان براي رسيدن به اين مهم استفاده كنيم.
    همين انگيزه و روحيه نيز سبب شده تا همگي تمرينات بسياري را انجام بدهيم و يك دل به سوي فتح چمپيونزليگ نگاه كنيم.

 

|+|
نوشته شده توسط سهیل مارادونا در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 و ساعت 22:21
ستاره ای بنام ماریو کمپس

  

 

نام : ماریو آلبرتو کمپس

تولد: ۱۵ جولای ۱۹۵۴
محل تولد: کوردوبا - آرژانتین
باشگاه ها: انستیتیو کوردوبا، روزاریو سنترال، والنسیا (اسپانیا)، ریور پلاته، والنسیا، هرکولس دالیچانته (اسپانیا)، فیرست ویینا (استرالیا)
افتخارات: قهرمان جام جهانی ،۱۹۷۸ آقای گل و بهترین بازیکن جام جهانی ،۱۹۷۸ قهرمان جام برندگان جام اروپا ۱۹۸۰ و قهرمان سوپر جام اروپا ۱۹۸۰
تیم ملی: ۴۳ بازی، ۲۰ گل
ماریو آلبرتوکمپس در بلویل ایالت کوردوبا به دنیا آمد. خانواده کمپس او را به مدرسه فوتبال بوکاجونیورز بردند تا استعدادش پرورش یابد. حضور او در روزاریو سنترال باعث دعوتش به تیم ملی آرژانتین شد و در سال ۱۹۷۳ مقابل بولیوی اولین بازی ملی خود را انجام داد. هرچند در تیم ملی در جام جهانی ۱۹۷۴ حضور داشت اما فرصت هنرنمایی نیافت. کمپس در سال ۱۹۷۶ به اسپانیا رفت و به عضویت والنسیا درآمد؛ هرچند کمپس سن زیادی نداشت اما مهارت فوق العاده اش سبب شد به او لقب ماتادور بدهند. در فصل اول حضورش با ۲۴ گل بهترین گلزن والنسیا بود. ۲ سال بعد او یکی از پایه های اصلی قهرمانی آرژانتین در جام جهانی بود. کمپس در دور اول رقابت ها همانند جام جهانی ۱۹۷۴ پایش به گلزنی باز نشد اما «مینوتی» سرمربی آرژانتین که اعتقاد فراوانی به مهاجمش داشت او را در ترکیب اصلی حفظ نمود. کمپس در دور دوم، ۲ بار مقابل لهستان و ۲ بار هم مقابل پرو گلزنی کرد تا آرژانتین به عنوان تیم اول به دیدار فینال راه یابد. در دیدار پایانی مقابل هلند ۲ تیم در وقت قانونی به تساوی یک بر یک دست یافتند. تک گل آرژانتین توسط کمپس به ثمر رسید. در وقت اضافی هم ماریو یک گل دیگر زد تا در کنار گل برتونی، آرژانتین به مقام قهرمانی جهان برسد. وی با ۶ گل آقای گل جام جهانی شد و عنوان بهترین بازیکن را هم کسب نمود. پس از جام جهانی او به همراه والنسیا در سال ۱۹۸۰ قهرمان جام برندگان جام اروپا شد و یک سال بعد با مبلغ گزاف یک میلیون پوند به ریورپلاته منتقل شد اما این انتقال یک سال بیشتر دوام نداشت و دوباره به والنسیا بازگشت و تا سال ۱۹۸۴ در این تیم بازی کرد. پس از آن هم به تیم های رده پایین تر رفت و مدتی هم در باشگاه های اتریش و استرالیا بازی کرد.

 

|+|
نوشته شده توسط سهیل مارادونا در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 و ساعت 21:35
فوتبال سرزمین پسران آفتاب از ابتدا تا کنون

آرژانتین
Shirt badge/Association crest
لقب آلبی سلسته ( آسمان آبی و سفید)

شعار : برخيز! آرژانتين در راه است 


کنفدراسیون کانمبل آمریکای جنوبی
سر مربی آلفیو باسیله
کاپیتان خاویر زانتتی
بیشترین بازی ملی خاویر زانتتی (117)
بهترین گلزن گابریل باتیستوتا (56)
استادیوم ال مونو منتال
نام اختصاری ARG
رده بندی فیفا 1
بالاترین رده بندی در جدول فیفا 1 (March 2007)
پایین ترین رده بندی در جدول فیفا 24 (August 1996)
بهترین تیم جهان در سالهای 1 ( 1926-1966,
1986-7, 1992-3, 2002, 2004-5, 2007)
بدترین عنوان 28 (June 1990)

 

=========================================

لباس تیم ملی آرژانتین

==============================================

اولین بازی ملی

 Uruguay 2 - 3 Argentina 
(Montevideo, Uruguay; 16 May 1901)
بهترین پیروزی
 Argentina 12 - 0 Ecuador 
(Montevideo, Uruguay; 22 January 1942)
بدترین باخت ها
 Czechoslovakia 6 - 1 Argentina 
(Helsingborg, Sweden; 15 June 1958)
 Uruguay 5 - 0 Argentina 
(Guayaquil, Ecuador; 16 December 1959)
 Argentina  0 - 5  Colombia
(Buenos Aires, Argentina; 5 September 1993)

 

==============================================

جام جهانی

تعداد حضور در جام جهانی 14 (اولین بار در سال1930)
بهترین نتیجه قهرمانی در سالهای, 1978 و 1986

 

==============================================

کوپا آمریکا

تعداد حضور در کوپا آمریکا 37 (اولین بار در سال 1916)
بهترین نتیجه قهرمانی در سالهای, 1921, 1925, 1927, 1929,
1937, 1941, 1945, 1946, 1947,
1955, 1957, 1959, 1991, 1993

 

===============================================

جام کنفدراسیون ها

تعداد حضور در جام کنفدراسیون ها 3 (اولین بار در سال 1992)
بهترین نتیجه قهرمانی در سال, 1992

=======================================

بازیکنانی که بیشترین تعداد بازی ملی دارند

# Name Career Caps Goals
1. Javier Zanetti 1994 - present 117 5
2. Roberto Ayala 1994 - 2007 115 7
3. Diego Simeone 1988 - 2002 106 11
4. Oscar Ruggeri 1983 - 1994 97 7
5. Diego Maradona 1977 - 1994 91 34
6. Ariel Ortega 1993 - 2003 86 17
7. Gabriel Batistuta 1991 - 2002 78 56
8. Juan Pablo Sorín 1995 - 2006 75 11
9. Américo Gallego 1975 - 1982 73 3
10. Daniel Passarella 1976 - 1986 70 22

============================================

بهترین گلزنان فوتبال آرژانتین

# Name Career Goals Caps
1. Gabriel Batistuta 1991 - 2002 56 78
2. Hernán Crespo 1995 - present 35 64
3. Diego Maradona 1977 - 1994 34 91
4. Luis Artime 1961 - 1967 24 25
5. Leopoldo Luque 1975 - 1981 22 45
۶. Daniel Passarella 1976 - 1986 22 70
7. José Sanfilippo 1956 - 1962 21 28
۸. Herminio Masantonio 1935 - 1942 21 19
9. Mario Kempes 1973 - 1982 20 43
10. Norberto Méndez 1945 - 1956 19 31
۱۱. José Manuel Moreno 1936 - 1950 19 34
۱۲. René Pontoni 1942 - 1947 19 19

============================================

 

بازيكنان
تیم ملی آرژانتین در سال ۲۰۰۸
دروازبان
شماره نام بازي ملي تاريخ تولد تيم باشگاهي
1 روبرتو آبوندانزی ۴۳ 19/8/1972 ختافه
12 سرجیو رومرو ۰ ۲۲/۷/19۸۷ آ.ز آلکمار
23 اوسکار اوستاری ۱  3/7/1976 ختافه
مدافع
شماره نام بازي ملي تاريخ تولد تيم باشگاهي
2 روبرتو آیالا 1۱۵ 14/4/1973 والنسیا
3 خوان سورین ۷۵ 5/5/1976 هامبورگ
4 فابریتزیو کولوچینی ۲۵ 22/1/1982 دپورتیو لاکرونیا
6 گابریل هاینتزه ۴۲ 19/4/1978 منچستر یونایتد
13 مارتین دیمیچیلیس ۸ ۲۰/۸/19۸۰ بایرن مونیخ
15 گابریل میلیتو ۳۲ 7/9/1980 بارسلونا
17 خاویر زانتی ۱۱۷ ۱۰/۲/197۳ اینتر میلان
21 نیکولاس بوردیسو ۱۶ 12/4/1981 اینتر میلان
هافبك
شماره نام بازي ملي تاريخ تولد تيم باشگاهي
5 استبان کامبیاسو ۴۰ 18/8/1980 اینتر میلان
8 خاویر ماسکرانو ۳۶ 8/6/1984 لیورپول
10 خوان ریکلمه ۴۴ 24/6/1976 بوکا جونیورز
16 فرناندو گاگو ۱۳ ۱۰/۳/19۸۶ رئال مادرید
18 ماکسیمیلیانو رودریگز ۲۳ 2/1/1981 اتلتیکو مادرید
22 لوچو گونسالس ۳۹ 19/1/1981 پورتو
مهاجم
شماره نام بازي ملي تاريخ تولد تيم باشگاهي
7 سرجیو آگوئرو ۵ ۲/۱/1981 اتلتیکو مادرید
9 هرنان کرسپو 55 5/7/1975 اینتر میلان
11 کارلوس ته وس ۳۸ 5/2/1984 منچستر یونایتد
14 رودریگو پالاسیو 2 5/2/1982 بوکاجونیورز
19 لیونل مسی ۲۴ 24/6/1987 بارسلونا
20 خولیو کروز 15 10/10/1974 اینتر میلان

 

 

تا ابد پاینده و جاوید ----------  برخیز , آرژانتین در راه است  ----------

|+|
نوشته شده توسط سهیل مارادونا در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 و ساعت 18:52
نگاهی به نمایش قدرت آرژانتین
 

سیزدهمین دوره جام جهانی فوتبال

مکزیک 1986
 

با توجه به برگزاری یک درمیان جام جهانی در قاره های اروپا و آمریکای جنوبی از سال 1958 و اینکه اسپانیا میزبان 1982 بود، قرار بر این شد که کلمبیا میزبانی جام جهانی 1986 را بر عهده گیرد. کلمبیا کشوری بود که از مشکلات ناشی از فقر، فساد و مواد مخدر به شدت رنج می برد. کلمبیایی‌ها برای یادگیری چگونگی برگزاری جام جهانی حتی به اسپانیا سفر کردند ولی به علت نابسامانی‌های مالی به ناچار از میزبانی انصراف دادند. فدراسیون فوتبال برزیل پیشنهاد میزبانی را به فیفا ارائه نمود ولی به علت مشکلات اقتصادی، دولت برزیل با این امر مخالفت کرد. ایالات متحده یکی دیگر از متقاضیان برگزاری بازیها بود که به علت عدم رسمی بودن ورزش فوتبال در این کشور، فیفا تقاضای آنها را نپذیرفت. در این میان، مکزیک که میزبان جام جهانی 1970 بود پیشنهاد خود را به فیفا داد که مورد قبول واقع شد و این کشور در طی 16 سال بار دیگر به عنوان برگزارکننده جام برگزیده شد. کمیته برگزاری مسابقات 9 شهر را برای میزبانی آماده کرد. برای حضور در این دوره، 121 کشور ثبت نام کردند. نزدیک به دو سال رقابت های انتخابی به طور انجامید و در نهایت 22 تیم انتخاب شدند تا در کنار ایتالیا، قهرمان دوره پیش و مکزیک میزبان مسابقات برگزار کننده دور نهایی رقابت ها باشند. از قاره اروپا تیم های لهستان، بلژیک، آلمان غربی، پرتقال، انگلیس، ایرلند شمالی، فرانسه، بلغارستان، مجارستان، دانمارک، شوروی، اسپانیا و اسکاتلند جواز صعود را به دست آوردند. در دیدار دو تیم اسکاتلند و ولز، جک استین سرمربی تیم ملی اسکاتلند بر اثر سکته قلبی درگذشت. از قاره آفریقا تیم های مراکش و الجزایر به دور نهایی راه یافتند. کانادا تنها تیم صعود کننده از منطقه کونکاکاف به جام جهانی بود که در این راه ایالات متحده، کاستاریکا و هندوراس را پشت سر نهاده بود. رقابت های انتخابی در آمریکای جنوبی در سه گروه برگزار شد و آرژانتین، برزیل و اروگوئه به عنون سرگروه صعود نمودند. کلمبیا، پرو، پاراگوئه با کسب بیشترین امتیاز به جام جهانی راه یافت. در قاره آسیا، مسابقات مقدماتی در دو منطقه غرب و شرق به طور مجزا برگزار شد. در منطقه غرب تیم عراق در حالیکه درگیر جنگ با ایران بود جواز صعود دریافت کرد. تیم ملی ایران که از استعدادهایی چون ناصر محمدخانی، حمید درخشان، شاهرخ و شاهین بیانی، حمید علیدوستی و عبدالعلی چنگیز سود می برد در این رقابت ها حضور نیافت. در منطقه شرق هم تیم کره جنوبی با پیروزی بر ژاپن در دیدار نهایی انتخابی به جام جهانی 1986 صعود نمود. استرالیا هم که برای صعود به دیدار اسکاتلند از اروپا رفته بود با شکست از این تیم در مجموع دو دیدار رفت و برگشت، حذف شد.

پسران آفتاب در فستیوال جهانی فوتبال ۱۹۸۶ مکزیک

 

در پانزدهم دسامبر 1985، 24 تیم صعود کننده به دور نهایی در 6 گروه 4 تیمی تقسیم شدند. چگونگی برگزاری رقابت ها تغییر نمود و قرار بر این شد که تیم های اول و دوم هر گروه به همراه تیم های سوم چهار گروه مقدماتی که بیشترین امتیاز را کسب کرده اند (در مجموع 16 تیم) با هم به صورت حذفی مسابقه دهند تا دو تیم فینالیست مشخص شود.
دیدار افتتاحیه، بین دو تیم ایتالیا و بلغارستان در 31 مه 1968 برگزار گردید. ایتالیا که همچنان انزوبیرزوت را بر نیمکت مربیگری خود داشت، نتوانست درخشش دوره قبل را تکرار نماید و در دیدار اول به تساوی یک بر یک دست یافت. تک گل ایتالیا در این بازی توسط آلتوبلی یکی از بازمانده های جام 82 به ثمر رسید. آرژانتین دیگر تیم حاضر در گروه اول با رهبری دیه گومارادونا در درون زمین و هدایت دکتر کارلوس بیلاردو در خارج از میدان، یکی از مدعیان این دوره نشان می داد. آرژانتینی ها در دیدار اول با دو گل والدانو و اسکار روجری تیم کره جنوبی را 3 بر یک مغلوب نمودند. البته در این مسابقه نماینده آسیا در نیمه دوم تیم برتر بازی بود که خط دفاع آرژانتین را به شدت آزار داد. در روز پنجم ژوئن، ایتالیا و آرژانتین در برابر هم قرار گرفتند که آلتوبلی در دقیقه شش و از روی نقطه پنالتی ایتالیا را پیش انداخت ولی مارادونا در دقیقه 34 بازی را به تساوی کشید تا این رقابت دیدنی با نتیجه یک بر یک به پایان برسد. کره جنوبی در دیدار دوم خود توانست با تیم بلغارستان به تساوی دست یابد و در دیدار آخر خود هم بازی تماشایی ای را در برابر ایتالیا برگزار کند. (البته این دیدار با نتیجه 3 بر 2 به سود ایتالیا به پایان رسید) با پیروزی 2 بر صفر تیم آرژانتین بر بلغارستان، آرژانتین و ایتالیا به عنوان تیم های اول و دوم این گروه به یک هشتم نهایی صعود کردند.
در گروه دوم، مکزیک میزبان مسابقات با کسب دو پیروزی برابر بلژیک و عراق و یک تساوی برابر پاراگوئه به عنوان تیم اول صعود نمود. پاراگوئه هم موفق به شکست دادن عراق و تساوی با بلژیک شد تا دومین راه یافته به مرحله بعد باشد. بلژیک هم طبق قانون جدید جام جهانی توانست با کسب سه امتیاز جواز حضور در مرحله بعد را به دست آورد.
مرحله یک هشتم نهایی با پیروزی 2 بر صفر مکزیک بر بلغارستان آغاز شد. در دیدار دوم این مرحله تیم قدرتمند شوروی در وقت اضافی مغلوب بلژیک شد. این دیدار تماشایی 7 گل داشت که سهم شوروی 3 گل بود که توسط ایگوربلانوف به ثمر رسید. (بلانوف در این سال مرد سال اروپا شد). تیم ملی برزیل در ادامه قدرت نمایی خود با گل های سوکراتس، جوسیمار، ادینیو و کاره کا، لهستان را 4 بر صفر مغلوب کرد. آرژانتین با تک گل پاسکولی، اروگوئه را حذف کرد. فرانسه هم با درخشش پلاتینی ایتالیا را از گردونه رقابت ها کنار زد. آلمان غربی در این مرحله، مراکش شگفتی ساز دور اول مسابقات را با تک گل لوتارماتئوس حذف نمود. انگلیس که به لطف سه گل گری لینه کر راهی این مرحله شده بود با گل زنی مهاجم بزرگ خود در برابر پاراگوئه به برتری سه بر صفر رسید. اما زیباترین بازی این مرحله دیدار دو تیم دانمارک و اسپانیا بود که با برتری 5 بر یک اسپانیا به پایان رسید. امیلیوبوتراگوئنو ستاره آن روزهای رئال مادرید و تیم ملی اسپانیا به تنهایی 4 بار دروازه دانمارک را فرو ریخت. مرحله یک چهارم نهایی با دیدار فرانسه و برزیل در گوادالاخارا شروع شد. این دیدار تماشایی که خیلی ها آن را زیباترین بازی تاریخ جام جهانی می دانند با گل های کاره کا برای برزیل و پلاتینی برای فرانسه در وقت قانونی و اضافی به تساوی انجامید. در ضربات پنالتی، تیم فرانسه با نتیجه 4 بر 3 به پیروزی رسید تا همانند دوره پیش در جمع 4 تیم مرحله نهایی جام باشد.
آلمان غربی در همین روز موفق شد در ضربه های پنالتی میزبان رقابت ها را حذف نماید تا دومین تیم حاضر در مرحله نیمه پایانی باشد. بلژیک و اسپانیا هم در مجموع وقت های قانونی و اضافی به تساوی یک بر یک دست یافتند تا بلژیک با برتری در ضیافت پنالتی ها برای نخستین بار در جمع چهار تیم مرحله پایانی قرار گیرد. اما دیدار آرژانتین و انگلستان که تمامی رقابت های این مرحله را تحت الشعاع خود قرار داده بود به ضربات پنالتی کشیده نشد. این دو کشور که بر سر جزایر فالکلند در اقیانوس اطلس با هم درگیری داشتند این مسابقه را تبدیل به تقابلی سیاسی نمودند. دیه گومارادونا کاپیتان تیم آرژانتین با دو گلی که در فاصله یک دقیقه به ثمر رساند باعث برتری تیم کشورش در این دیدار سیاسی شد. گل اول مارادونا پس از دریبل کردن شش بازیکن انگلیس توسط وی حاصل شد که زیباترین گل تاریخ جام جهانی محسوب می شود و گل دوم او هم با دست به ثمر رسید که داور تونسی این دیدار به علت جایگیری بد موفق به دیدن خطای مارادونا نشد.
 در گروه سوم، شوروی با رهبری والری لوبانفسکی فقید و جمعی از ستارگان دینامو کی یف و اسپارتاک مسکو به همراه فرانسه قهرمان جام ملتهای اروپا (1984)، مجارستان و کانادا قرار داشتند. فرانسه دارای قدرتمندترین خط میانی در اروپا بود و هنری میشل 38 ساله که کاپیتان تیم ملی این کشور در جام جهانی 1978 بود، رهبری این تیم را بر عهده داشت. فرانسوی ها با گل ژان پیرپاپن، کانادا را در دیدار اول مغلوب کردند. تیم شوروی هم با پیروزی خیره کننده 6 بر صفر مقابل مجارستان، جام را آغاز نمود. دیدار فرانسه و شوروی با تساوی یک بر یک به پایان رسید و مجارستان با دو گل بر کانادا چیره شد. هرچند فرانسه با سه گل استوپیوا، تیگانا و روشتو، مجارستان را شکست داد ولی به علت تفاضل گل کمتر نسبت به شوروی که در دیدار آخر موفق به برتری 2 بر صفر مقابل کانادا شده بود، به عنوان تیم دوم به مرحله بعد راه یافت.
در گروه چهارم، برزیل با ترکیبی از ستارگان سابق و جوانان پرشور با سه پیروزی یک بر صفر برابر اسپانیا، (یک-صفر) مقابل الجزایر و 3 بر صفر برابر ایرلند شمالی، تیم اول گروه شد. سرمربی این تیم تله سانتانا بود و کاره کا ستاره این تیم در خط حمله به شمار می رفت که در سه بازی سه گل به ثمر رساند. اسپانیا هم با برتری مقابل ایرلند شمالی و الجزایر توانست جواز صعود به دست آورد.
در گروه پنجم مرحله اول، آلمان غربی با هدایت بکن با وئر کاپیتان سالهای درخشان گذشته، رقابت‌ها را با تساوی یک بر یک مقابل اروگوئه آغاز نمود. دانمارک دیگر تیم حاضر در این گروه با تک گل لارسن بر اسکاتلند غلبه کرد. آلمان غربی هم با گل های آلوفس و رودی فولر موفق به شکست اسکاتلند شد. دانمارکی ها نوید یک شگفتی ساز را می دادند چرا که در دومین مسابقه شش گل وارد دروازه تیم اروگوئه کردند. پربن الکجائرلارسن سه بار برای این تیم گل زنی کرد تا یکی از پدیده های این دوره لقب بگیرد. تیم دانمارک در آخرین بازی خود موفق به شکست دادن آلمان غربی، نایب قهرمان دوره گذشته شد تا به عنوان تیم اول با کسب 6 امتیاز و به ثمر رساندن 9 گل به مرحله بعد صعود کند.
در آخرین گروه مقدماتی هم، لهستان، مراکش، انگلیس و پرتقال حضور داشتند که تیم مراکش شگفتی آفرید و با برتری مقابل پرتقال و تساوی برابر انگلیس و لهستان به عنوان تیم اول گروه راهی یک چهارم نهایی شد. انگلیس و لهستان هم با کسب سه امتیاز به مرحله بعد راه یافتند.
در مرحله نیمه پایانی، تیم آلمان با گل‌های بره مه و فولر بر تیم فرانسه غلبه کرد و آرژانتین با درخشش مارادونا و دوگلی که این بازیکن به ثمر رساند بلژیک را از پیش رو برداشت.
در دیدار رده بندی، پلاتینی حضور نداشت ولی فرانسه 4 بر دو بلژیک را در وقت اضافی شکست داد تا پس از جام جهانی 1958 برای دومین بار صاحب نشان برنز جام جهانی شود.
دیدار نهایی جامدیدار نهایی با حضور 115 هزار تماشاگر در روز 29 ژوئن 1986 در ورزشگاه آزتک مکزیکوسیتی برگزار شد. در این دیدار تیم آرژانتین با رهبری مارادونا در میانه میدان با دو گل براون و والدانو دو بر صفر از آلمان پیش افتاد ولی گل های رومنیگه و فولر در نیمه دوم، بازی را به تساوی کشاند تا اینکه خورخه بوروچاگا با گلی که در دقیقه 83 به ثمر رساند پیروزی آرژانتین و قهرمانی این تیم را رقم زد. دیه گومارادونا که نقش اصلی را در قهرمانی تیم کشورش برعهده داشت، عنوان بهترین بازیکن جام را به دست آورد. گری لینه کر مهاجم 26 ساله تیم انگلیس با 6 گل زده بهترین گل زن جام لقب گرفت.


تابلوی افتخار

تعداد تیمهای شرکت‌کننده : 24 تیم
رده‌بندی‌ نهایی : 1- آرژانتین 2- آلمان غربی 3- فرانسه 4- بلژیک
دیه گو مارادوناتعداد مسابقات : 52 بازی
تعداد گل: 122 گل
بهترین خط حمله : آرژانتین (14 گل)
بهترین خط دفاع : برزیل (1 گل)
آقای گل : گری‌لینه‌کر (انگلستان 6 گل)
بهترین بازیکن : دیه‌گو مارادونا (آرژانتین)
مجموع تماشاگران : 2244731 نفر
دیدار فینال‌ـ ورزشگاه آزتک (29 ژوئن 1986 - مکزیکوسیتی)
آرژانتین    3    ـ    آلمان غربی    2
گلها : براون (21)، والدانو (55)، بوروچاگا (84) برای آرژانتین ؛ رومینگه (73)، فولر (81)، برای آلمان‌غرب
داور : فیلهو (برزیل)
تماشاگر : 114590 نفر
آرژانتین : پمپیدو، کاسیفو، براون، روجری، اولارتی‌کوچه‌آ، باتیستا، گیوستی، انریکو، بوروچاگا (تروبیانی)، مارادونا، والدانو
آلمان‌غربی : شوماخر، بره‌مه، کارل‌‌هاینس فورستر، جاکوبس، بریگل، ادر، ماتائوس، ماگات (هوینس)، برتولد، آلوفس ، رومنیگه(فولر)

گل تماشایی مارادونا در جام جهانی 1986، زیباترین گل تاریخ جام جهانی (5.88MB)

دیدار پایانی جام، آرژانتین - آلمان غربی (6.95MB)

  

باید بگم که من دقیقا یک سال بعد ( ۳۰/۶/۱۹۸۷ ) دقیقا در چنین شبی به دنیا اومدم . از روز ازل که خاک من رو سرشتند عشق آرژانتین و مارادونا رو تو وجودم نهفتند .

|+|
نوشته شده توسط سهیل مارادونا در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 و ساعت 18:2
سفر افسانه مارادونا به ایران

Diego Maradona

من با مردم ایران هستم و از ته دل آنها را حمایت می کنم. من این را می گویم چون احساسم این را می گوید و برایم معنا دارد.

ديگو مارادونا، بازيكن اسطوره‌اي آرژانتين يك تي‌شرت امضا شده را به تمام علاقمندان ايراني‌اش تقديم كرد. خبرگزاری فوتبال ایران پارس فوتبال دات کام

مارادونا روز شنبه در سفارت ايران در بوينس آيرس حضور يافت و با "محسن بهاروند" سفير ايران در آرژانتين ديدار كرد. او در اين ديدار تي‌شرتي همراه با امضايش را به "بهاروند" هديه داد.

وي گفت:« از اعماق قلبم مردم ايران را دوست دارم. اين را با تمام وجودم مي‌گويم به دليل اين كه آن را باور دارم.»

مارادونا افزود:« من از دولت و رييس جمهور ايران نيز حمايت مي‌كنم و دوست دارم احمدي‌نژاد را ملاقات كنم. تاكنون با دو رييس جمهور ديدار كرده‌ام. فيدل كاسترو و هوگو چاوز. دوست دارم سومين رييس جمهوري را كه ملاقات مي‌كنم، احمدي‌نژاد باشد.»

بهاروند نيز گفت:« تي‌شرت امضا شده‌ي مارادونا را به موزه‌ي وزارت امور خارجه مي فرستيم تا به نمايش عمومي درآيد.»

ديه‌گو آرماندو مارادونا"، ستاره آرژانتيني سابق فوتبال جهان با هدف ديدار با مردم و رييس جمهوري اسلامي ايران به تهران سفر مي‌كند،

 

        Foto 1 Foto 1         Foto 1 Foto 1

فایل ویدئویی از ملاقات مارادونا با سفیر ایران

|+|
نوشته شده توسط سهیل مارادونا در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 و ساعت 14:39
دیه گو آرماندو لیونل مسی
«مسي، ليونل  مسي، ليونل آندرس مسي، ليونل  مسي  کوچک، ليونل مسي  بزرگ، ...»


اين ستايش فرناندو راموس ايبازگا مفسر سرشناس فوتبال اسپانيا از فوق ستاره جوان و ريزنقش بارسلونا بعد از گل بي نظيرش به ختافه در نيمه نهايي جام  حذفي اسپانيا (کوپادل ري) بود، استيوفيلد گزارشگر شبکه اسکاي هم آن گل فوق العاده را اين طوري گزارش کرد:
«يک، دو، سه، چهار، پنج، و ... گل» (مسي پنج بازيکن حريف را دريبل زد و بعد توپ را از بالاي پاي نفر ششم به درون دروازه فرستاد.)

             


بلافاصله بعد از آن گل ستايش ها شروع شد، از همان لحظه هم آن گل با گل تاريخي مارادونا در جام جهاني 1986 به انگلستان مقايسه شد. دلايل اين مقايسه هم زياد بودند: هر دو فوق ستاره آرژانتيني بودند، هر دو چپ پا، هر دو توپ را از چند متر مانده به نيمه زمين در اختيار گرفتند، هر دو پنج بازيکن حريف را دريبل زدند، و هر دو قبل از آن که نفر ششم به توپ برسد، با پاي راست دروازه را گشودند. اين گونه شد که تمام شبکه هاي خبري و ورزشي گل مسي را که نشان مي دادند، گريزي به آن گل بي نظير مارادونا هم مي زدند و يادشان مي افتاد که مارادونا اولين حامي جدي مسي در آرژانتين بود و مسي هم همواره گفته بود که مارادونا هميشه الگو و سرمشقش بوده. همين طوري بود که مسي بعد از زدن آن گل مارادونايي خطاب به الگويش که روي تخت بيمارستان خوابيده بود تا کبد بيمارش را درمان کند، گفت: «اميدوارم زود خوب شوي و برگردي» و مارادونا از همان روي تخت به مسي گفت: «خيالم راحت است که تو جاي من را مي گيري»...
آرژانيتني ها خوشحال هستند که بعد از اسطوره دهه هشتادشان يک اسطوره ديگر پيدا کرده اند که مي توانند سال ها به او دلخوش باشند و به او فخر بفروشند.

داستان زندگي ليونل آندرس مسي از آن قصه هاي بامزه عجيبي است که انگار از دل کتاب هاي داستاني پندآموز که براي تشويق انسان ها به باور داشتن قدرت اراده و عزم خود بيرون آمده:
ليونل فرزند يک خانواده متوسط آرژانتيني بود که در حومه روزاريو زندگي مي کردند. برادر بزرگش مثل پدرش عاشق فوتبال بود و اگر چه پدر عاشق يوکاجونيورز بود اما برادر به تمرينات تيم نيوالدز بوي مي رفت و همين کافي بود تا ليونل هفت ساله هم در يک تابستان همراه او شود و فقط با روپايي زدن در يک تمرين براي بازي در تيم کودکان نيوالدزبوي انتخاب شود. ليونل آن قدر با استعداد بود که در سن 10 سالگي کاپيتان تيم زير 13  ساله هاي باشگاه شد و فقط يک سال بعد، اولين درآمد فوتبالي خودش را به شکل پاداش از باشگاه گرفت (پولي که با بخشي از آن يک پيراهن باشگاه ناپل با اسم مارادونا آن را خريد).
ليونل کوچک رشد نمي کرد و اين شد که مادر نگرانش او را پيش پزشکان برد. پزشکان تشخيص دادند که او دچار کمبود هورمون رشد است و سر استخوان هايش زودتر از حالت معمول ( و قبل از شروع بلوغ) در حال بسته شدن هستند; اتفاقي که باعث مي شد قد او حداکثر به 150 تا 155 سانتي متر برسد. خانواده اما براي درمان ليونل محبوب به دست و پا افتادند. پزشکان معالج آنها را به اسپانيا فرستادند، جايي که اميد بود که در آن درمان با هورمون رشد باعث بلندتر شدن قد ليونل شود. درمان در اسپانيا خيلي گران بود، اما تقدير در سيزدهم ژوئن 2000 براي ليونل مسي رقم خورد. او آن روز با برادرش ماتياس به تمرينات تيم نوجوانان بارسلونا رفت و آن قدر هنرنمايي کرد که چشم بگرشتاين (مدير فني فعلي تيم و استعدادياب آن زمان باشگاه) را گرفت. فقط يک هفته بعد بارسلونا با ليونل مسي قرارداد بست و کليه هزينه درمان او را هم پرداخت، درماني که دو سال به طول انجاميد و در نهايت قد ليونل را به 168 سانتي متر رساند. در اين دو سال ليونل مسي به يک ستاره در تيم هاي پايه بارسلونا مبدل شد و در سن 16 سالگي با عقد يک قرارداد حرفه اي شد بازيکن يکي از بزرگ ترين تيم هاي اروپا. 17 ساله که شد در بازي هاي ليگ اسپانيا براي بارسلونا بازي کرد و گل زد و چهره شد و بعد در جام جهاني جوانان ستاره تيم ملي آرژانتين و بهترين بازيکن و بهترين گلزن مسابقات شد و در 18 سالگي براي تيم ملي آرژانتين بازي کرد و در 19 سالگي بازيکن ثابت بارسلونا و فوق ستاره جديد فوتبال جهان شد.

اما مسي بزرگ همچنان همان مسي کوچک است، تمام دوربين هاي خبرنگاران و عکاس ها و مردان تلويزيون ها در شکار لحظه هاي متفاوت و غيرمعمول از زندگي او در اين ماه ها و سال ها ناکام مانده اند و حتي يک داستان جنجالي از او چاپ نشده. ليونل مسي بزرگ که در آغاز فصل 18 هزار پيراهنش در شهر بارسلونا به فروش رفته هنوز آن قدر محجوب است که در زمان حرف زدن با خبرنگاران يا دوربين هاي تلويزيوني سرخ مي شود و آن قدر مظلوم است که دکو (بازيکن پرتغالي بارسا که حکم برادر بزرگش را پيدا کرده) او را با خود براي خريد لباس مي برد و به او مي گويد که چه لباسي بخرد و چه چيزي را با چه چيزي ست کند.
دوستان نزديکش، آندرس اينيستا بازيکن بارسلونا، پابلوزابالتا بازيکن اسپائول و سسکه فابرگاس بازيکنآرسنال  همه يک چيز را در مورد او مي گويند: «شخصيت او در داخل زمين با شخصيتش در خارج زمين فوتبال خيلي فرق دارد. در داخل زمين فوتبال مي شود از کليه رفتارش اعتماد به نفس زياد او را حس کرد. آنجا او دائم مي خواهد که کاري بکند، هميشه در تلاش است و هميشه مي خواهد خودش را به رخ بکشد. اما بازي که تمام مي شود انگار او آدم ديگري مي شود، انگار انرژي اش تمام مي شود، مي شود يک پسربچه آرام کم حرف مظلوم که دوست دارد گوش کند و حرف نزند، آدمي که اگر رهايش کنيد، ساعت ها با يک دستگاه پخش موسيقي يا يک تلويزيون سرگرم مي شود...»
برخي طرفداران فوتبال منتظرند تا رفتار شرارت بار وين روني، يا شلوغ بازي ها و ولخرجي هاي بي حساب و کتاب کريستياتو رونالدو را در ليونل مسي ببينند، اما مرد آرژانتيني ميانه اي با اين حرف ها ندارد. او خيلي راحت به خبرنگاران لو داده که برادرش مسئول مالي اوست و هر وقت که پول بخواهد، از او پول مي گيرد و هيچ وقت نمي داند چقدر پول دارد و خيلي راحت هم به خبرنگاران گفته که بهترين جاي دنيا در نظرش کاناپه راحتي اتاق نشيمن خانه اش و غذاي محبوبش هم خوراک ماهي پخته شده توسط مادرش است...
او ليونل مسي است، يک فوق ستاره داخل مستطيل سبز و يک بچه آرام مظلوم معمولي در خارج آن.

بعد از آن گل فوق العاده مقابل ختافه، شبکه هاي تلويزيوني و راديويي و نشريات، ول کن ماجرا نبودند، آنها تا جايي که توانستند در مورد اين گل نوشتند و به طرق مختلف اين «سوپرگل» را تحسين کردند. اما خود ليونل مسي بي خيال اين حرف ها بود. او يک گل عالي زده بود، اما خودش اصلا قبول نداشت که گلش بي نظير است. وقتي خبرنگارها از او پرسيدند: «بعد از آن گلي که زدي توانستي شب خوب بخوابي؟ اصلا خوابت برد؟» خيلي راحت گفت: «بله، راحت خوابيدم، حتي بهتر از شب هاي ديگر، راستش به خانه که رسيدم فقط يک بار گلم را در يک برنامه خبري ديدم و بعد هم گرفتم خوابيدم. بعد از آن هم اصلا آن گل را در تلويزيون نديده ام...»

او ليونل مسي است، ليونل مسي بزرگ، يا ليونل مسي کوچک، او فوق  ستاره اي است که انگار با همه ستاره ها فرق دارد. 

|+|
نوشته شده توسط سهیل مارادونا در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 و ساعت 0:14